۱۳۸۸ شهریور ۱۷, سه‌شنبه

music parade 1

یه چیزی کوچولو (نه اون گنده منده یی که به نظر می رسه)،تو دل این باید عوض بشه،چه جوری؟
1: ذاتا خودشو تغییر نمی ده
2: روستایی قصد سواد آموزی-خواندن و زیاد کردن گوسفنداش می کنه
کمرشو سفت می کنه(به علاوه ی لباس هاش)تا دقت محاسباتشو بیشتر کنه و پروژه های بزرگتری رو سازماندهی کنه.دستاشو تکون می ده که نه،بیشتر بخوام،حسی پیدا می کنم.... ادامه می دم! درسته همین کارا و باید قبول کرد بیشتر تلاش کردن روزی نتیجه می ده،باید بیزنسم...،سرمایم و... این حرف ها
کلمه یی اضافه هست؟
im just a beginner!

۱۳۸۸ شهریور ۱۶, دوشنبه

بازیچه

baziche

kheili ham khub...nemiduna, chera bargashtam, be che hadafi bargashtamnemidunam weblog nevisi ru che olguyiye,nemidunam harfe tazeye man chie,nemidunam hameye un idehayike dar morede ye webloge kheili khafan dashtamtarhike mikhastam berizam chi shod,esmesh santr bud..mogheyi k ein ja balad nistam ye shudui nesbat be kolle ghazie dashte basham, nemidunam man avazshodamman ziad shodam, pahn shodam, keshide shodam,seft shodamnemidunam vase umadan be inja durbinamo begiram bebaram rusta hesam mese rustayiyayi mimuneke avaz nemishan,vali zendegi mikonan,midunam harfe jaleb daram, vali nemidunam che chize "mamoliyi" goftanesh arzesh nadare.nemidunam , manie tanhayi chie, mikham begam chizi has tu donya ,ke vaghty soraghesh miri, harfa o heshato tu ye mogheyate dige tajrobe mikoni,tu nakhod agahet nis.budan o nabudane tanhayi be in marbute be nazaram.
tuye mahiate fahm,fekresho k ebokoni kheili harfa o fekraye ajibi poshtemun has, has hala bayad...nemidunam hadaf bisavvadie ya na...har chi has, inja sakuyi vase aksolamalegahi hes mikonam alan mishe kheili rahata chizayi ro yad gereft ke hameye rahe adam ro moshtagh kone.ghabl az inke forsati baraye fekr kardan bokoni...
khubish ine ke tahe namato nemikhat bebandinemidunam chejuri ba che harfayi mishod inja ro shuru kard,bade kolli,injaro kesayi mikhunan ke mikhan vase khalaghiatashun ide begiran ,kheili ahmaghanas ke be ina begzare, un santr mitunes kheili khubo gonde bashe,chera hamishe man bayad rahamo khodam peida konamo hich ki komak nakone?yeki ham hamishe az in ghazie su estefade karde ,khiale khodesho rahat karde.
va hala zaminamma avaz shode, ye malghamas, unmogheha lulehaye sardo garm budan, alan hamechiz velarme,durugh ke nadarim, bazi chiza ham garme,sard nadaram....in luleha kheili ru fek kardane adam asar dashtan,baghie ham migan.?
dardamo yadam nemimune,key in ruzmaregi baram tekrari mishe?

۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

aah o taghdirhaye mano nadidi

kheili shod ke nadidi



esm bebaram?barat

۱۳۸۸ مرداد ۳۰, جمعه

و می مانم با هزار و یک جمله که باید گفته شود،گفتن هر یک هزار و یک گناه. من از پیش از گود بیرون می کشم
دیدن خشونت ها/اسکلت/سال های جنگ/غریبانه رفتن مهاجر/گل خشک نشده /فرار و حضور/ حداقل یک /ترس از دست رفتن/دوستی ها/در جستجو ،شناخت داشتن حق چیزی بیشتر/تقلای آرام چشم ها/اجباری برای ترسیم آینده/طفره...حقیقتش به عنوان هنر

صدا/
هم صدا/
یک مکالمه در سکوت /استکاتو/رزونانس...
انگیزه ها چاه ها/ فراتر از انگیزه ها/ جایی ...برای ماهی... پیدا شدن
/چیزی زیبایی پیدا می کند/معنا روزی بعد ها به وجود می آید....
یا فکر می کنم این یک مقطع از زمان است/شاید وجودش ساده یا با آلایش/مثل سایه ای برای به چشم آمدن دیگران شود
چه می کنم؟/چه می نویسم؟ آیا غیر از این است که صداقت از جایی غیر از سیاست بیرون می آید؟
دو مهندس /چند ساعت،/چند روز /دست روی دست / چیزی را نگاه می کردند...بچه ای می آید...
..
آن چه ماند را نمی نویسم..
این جا...
روی این کاغذی که قایم می شود...
سندی هست برای گفتگو با تو از جنسی غیر از این....

۱۳۸۸ مرداد ۲۱, چهارشنبه

من نظرمو می گم،این حقو که دارم؟

رابطه ی مریض...از اون بدتر، اقتصاد مریض تر....

۱۳۸۸ مرداد ۱۲, دوشنبه

اگه به زحمت چیزی مطرح می شه نباید باد ببرتش...کارای اونو که تو تست فهم یادت هست؟
من فقط شومن بودم،اجحاف این بود که عادت پیگیری رو هم از سرش انداختم،می تونه بگه واسه این مقوله ی همه جانبه فهمیدن پچی لازم داریم؟از اون مضحک تر اینه که فک می کنه همین که الان پسره این رو گفت یعنی راه حلشو بلده و اعتماد به نفسو می بینی؟یه بچه ی شیرخواره.
*****

برای یه نفر نوشتن تا رها نوشتن،حس تازه ییه چند وقت می شه که از خواب بیدار نشدی،آب بپاشی تو صورتت ، خودتو نگاه نکردی؟ولی هر بار با نفرت از اونی که هستی.و این که ببینی خوبی اینجا چیه و به خودت بگی من اینو نداشتم رزمآهنگ کلید می خورد ،از خودم بدم بیاید تا محکمتر یادش بگیرم.ولی نه اون تو نوزادیه که تازه داره بزرگ می شه. من باید یه کاری کنم برای همیشه اش.
****

یه راه اینه مقدمه چینی کنی برای حسی که می خواهی به اون برسید.حتی آن.چیزی که تو کلمه ها نیست.
سحر شده.خیلی سریع در کسری از ثانیه باید.یک لحظه می آت موقعی که داری دنبالش ی کنی.هیچ کلمه ی واضحی تو ذهنت نیست.این مقوله ها مثله تیکه های شیشه رنگی می مونن.می خوایم یه مدت پرونده ی درونگرایی رو ببندیما استثنائا می نویسیم.نوشتن و مدام نوشتن چرا یه اشتباه بزرگه؟
خلی وقته می خوام به عبارت "زن شد" حمله کنم.تو چی دیدی؟چیا فهمیدی؟ولی نه اگه بهتره،خودتو درگیر قالب بندی زوریش نکن.همیشه توقع نداشته باشی که برای هر بسته ی زحمتی که کشیدی یه بسته ی خیال راحت بگیری.تو تونستی پشت یه مرد بایتسی. شما همه ی شما را می گویم.با یه نیت پاک برای کسی که باید می بود،بجنگه ،برسه.کاری کردی که همه ی اونایی که می شناسن و نمی شناسنت،باید تحسینت کنند.آنها مثل نمی بینند و نمی خواهند بپذیرند.اگه زن بودن اینه ،آره تو یه بار موفق شدی،تا یه جای خیلی خیلی یزرگی موفق شدی... ولی چه که حال و روز خودت این را نشان نمی دهد.

می گه باید بزنم به خون بکشمت، تا بادها از کله ات بیفته.

۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه